آیا مایلید درباره تمرین محصولات کاغذی و جنگلی ما اطلاعات بیشتری کسب کنید؟

۱,۵۹۶ بازديد
اما حتی با تعدیل مجدد بازار، چشم‌انداز میان‌مدت احتمالاً به نفع تولیدکنندگان خواهد بود، با ظرفیت جدید کمی تا سال‌های 2021-22 و مقداری ظرفیت چوب نرم که احتمالاً به محصولات دیگر مانند خمیر کاغذ برای کاربردهای نساجی تبدیل می‌شود. . به ویژه برای چوب نرم، چالش ها در گسترش عرضه جنگل، عرضه جدید را محدود می کند. ;کلیک کنید همچنین، این واقعیت که بسیاری از دارایی‌های تولید چوب نرم این صنعت در حال پیر شدن هستند و نیاز به تجدید کامل یا ارتقای اساسی دارند، می‌تواند به کمبود کمک کند، به‌ویژه از آنجایی که مقیاس سرمایه‌گذاری‌های مورد نیاز یک مانع بالقوه برای انجام آن‌ها است.

سوال باقی‌مانده این است که آیا چنین چالش‌هایی در سمت عرضه می‌تواند باعث توسعه سریع برنامه‌هایی شود که کمتر به خمیر الیاف چوب وابسته هستند؟

چالش های دهه آینده
در چنین محیطی، چالش های کلیدی که مدیران ارشد باید به آنها رسیدگی کنند چیست؟ نبردهای کلیدی که آنها باید بجنگند چیست؟ صنعت کاغذ و محصولات جنگلی اغلب به عنوان صنعت "سنتی" شناخته می شود. با این حال، با توجه به تلاقی تغییرات تکنولوژیکی، تغییرات جمعیتی، و نگرانی‌های منابعی که در دهه آینده پیش‌بینی می‌کنیم، معتقدیم صنعت باید تغییراتی را بپذیرد که از نظر ماهیت و همچنین سرعت بسیار متفاوت از آنچه قبلا دیده‌ایم باشد. - و هر چیزی جز سنتی. این موضوع چالش های مهمی را برای مدیران عامل در رابطه با نحوه مدیریت شرکت های خود ایجاد می کند.

ما استدلال می کنیم که سه موضوع کلی وجود دارد که مدیران عامل کاغذ و محصولات جنگلی باید تا سال 2020 و پس از آن به آنها بپردازند:

مدیریت "تلاطم درجه" کوتاه مدت تا میان مدت
یافتن سطح بعدی بهینه سازی هزینه
یافتن نقش های رشد ارزش آفرین برای محصولات جنگلی در چشم انداز کسب و کار در حال تغییر اساسی
مدیریت "تلاطم درجه" کوتاه مدت تا میان مدت
در دو سال گذشته شاهد افزایش بی ثباتی در بخش های محصولات جنگلی بوده ایم. تأثیر منفی ارتباطات دیجیتال بر روی کاغذهای گرافیکی، بسیاری از شرکت‌ها را وادار کرده است که از این بخش دور شده و به مناطق با رشد بالاتر، چه از طریق تبدیل ماشین‌ها یا از طریق تغییر مسیر وجوه سرمایه‌گذاری، بروند. این منجر به سطح بالاتری از عدم اطمینان و ظرفیت مازاد، به عنوان مثال، در گریدهای بسته بندی می شود. این بی‌ثباتی نیز با افزایش ظرفیت تولیدکنندگان آسیایی، علیرغم کندی رشد تقاضا در آن منطقه، تشدید شده است.

محبوب ترین بینش ها
همه گیری کووید-19 چه زمانی پایان می یابد؟
چرا micromobility اینجا باقی مانده است؟
بایاس busters: راهی بهتر برای طوفان فکری
شش طرز فکر حل مسئله برای زمان های بسیار نامشخص
احساس خوب: آینده بازار سلامتی 1.5 تریلیون دلاری
یک مورد بارز مقوای فیبر بکر است. چندین تولیدکننده در اروپا ماشین‌ها را از کاغذ گرافیکی جدا کرده و به این بخش تبدیل کرده‌اند، که باعث ایجاد مازاد عرضه در اروپا شده و تولیدکنندگان را به سمت افزایش تلاش‌های خود برای فروش به بازارهای صادراتی سوق داده‌اند. این درست زمانی اتفاق می افتد که افزایش ظرفیت در آسیا، و به ویژه در چین، به نظر می رسد که وارداتی را که به طور سنتی به این منطقه، عمدتا از اروپا و آمریکای شمالی وارد می شده، جابجا کند. برخی از ظرفیت‌های جدید آسیایی حتی می‌توانند به بازارهای صادراتی راه پیدا کنند.

این پیشرفت احتمالاً برای چندین سال ادامه خواهد داشت تا زمانی که بازارها دوباره تعادل بیشتری پیدا کنند و سؤالات چالش برانگیزی برای شرکت ها ایجاد کند. در صورت وجود چه پناهگاه های امنی برای محصولات من وجود دارد؟ چگونه از حجم بازار خانگی محافظت کنم؟ چگونه از حجم صادرات خود محافظت کنم؟ استراتژی قیمت گذاری مناسب برای استفاده در مناطق مختلف چیست؟

برای مدیران عاملی که به دنبال حرکت به بخش جدیدی از بازار هستند، ارزیابی درستی از بخش هایی که باید وارد شوند، به همان اندازه مهم خواهد بود که جایگاه خود را تغییر دهند. کجا رقابتی ترین خواهم بود؟ ورود من چگونه پویایی بازار را تغییر خواهد داد و آیا این برای من اهمیت دارد؟

در بخش مواد خام (الیاف)، ما قبلاً آشفتگی چند سال گذشته در خمیر بکر را شرح داده‌ایم. اگر به نظر می رسد که این روند به سمت تثبیت شدن باشد، وضعیت در الیاف بازیافتی هنوز بسیار نامشخص است. همانطور که چین و به تدریج سایر کشورهای آسیایی واردات الیاف بازیافتی (و همچنین پلاستیک و سایر مواد بازیافتی) را به طور فزاینده ای محدود کرده اند، پویایی تغییر کرده است. در حالی که قیمت ظروف راه راه قدیمی (OCC) و سایر کاغذهای بازیافتی در آمریکای شمالی و اروپا به شدت کاهش یافته است، قیمت OCC داخلی چینی به شدت افزایش یافته است و قیمت و در دسترس بودن تخته موجدار مبتنی بر بازیافت را به چالش می کشد. در پاسخ، شرکت‌ها ظرفیت تولید خمیر الیاف بازیافتی را برای صادرات به چین ایجاد کرده‌اند، در حالی که این کشور واردات تخته کانتینر برای بسته‌بندی موج‌دار و همچنین فیبر بکر را برای مقاصد تقویتی افزایش می‌دهد.

این البته بر نحوه تفکر شرکت‌ها در هر کشوری در مورد استراتژی‌های تامین فیبر و همچنین تمرکز محصولات خود تأثیر می‌گذارد.

یافتن سطح بعدی بهینه سازی هزینه
با وجود اینکه راه‌های جدیدی برای ایجاد ارزش در صنعت محصولات جنگلی می‌بینیم، هزینه پایین یک فاکتور مهم است و خواهد ماند.
دکتر برای عملکرد مالی بالا. یکی از ویژگی‌هایی که شرکت‌هایی با حاشیه سود بالا و بازدهی بالا به اشتراک می‌گذارند این است که آنها به مواد اولیه ارزان قیمت و در درجه اول فیبر دسترسی دارند. این حوزه همچنان دارای اولویت بالا خواهد بود، البته با تغییراتی در مقایسه با امروز.

فراتر از افزایش قیمت در چند سال گذشته، فیبر تازه با مشکلات هزینه ای بلندمدت دیگری مواجه است. مشخص نیست که آیا زمین های مزرعه در نیمکره جنوبی (عمدتاً برای چوب های الیاف کوتاه) با قیمت های پایین فعلی همچنان در دسترس خواهد بود یا خیر. و با رفتن شرکت ها به مناطق دورتر برای به دست آوردن زمین های ارزان قیمت، مانند برزیل، هزینه های زیرساختی و لجستیکی آنها افزایش می یابد. آیا بهره‌وری و بازده بالاتر به صنعت جهانی اجازه می‌دهد تا ظرفیت کم‌هزینه‌تری را اضافه کند، یا ما شاهد افزایش تدریجی هزینه‌های مواد خام خواهیم بود؟ برای محصولات الیاف بلند، مشکلات افزایش ظرفیت خمیر الیاف بلند، این دارایی ها را در چند سال آینده بسیار ارزشمند خواهد کرد. اما در چه مرحله ای توسعه خواص مواد خمیرهای الیاف کوتاه آنها را به رقابت با خمیرهای الیاف بلند گرانتر در تعدادی از کاربردهای عمده تبدیل می کند؟

هزینه های عملیاتی برای تولید کاغذ و مقوا یکی دیگر از زمینه هایی است که شرکت ها باید کنترل بیشتری در آن داشته باشند. علیرغم این واقعیت که این حوزه به طور مداوم از مدیریت دریافت می کند، تجربه ما نشان می دهد که هنوز پتانسیل قابل توجهی برای کاهش هزینه با استفاده از رویکردهای مرسوم برای کار هوشمندانه و کاهش ضایعات در زنجیره تولید وجود دارد. این امر به ویژه در زمینه هایی که کمتر مورد توجه مدیریت هستند، مانند تبدیل، صادق است.

بسیاری از شرکت‌ها باید فراتر از رویکردهای مرسوم بروند و به سطح بعدی بهینه‌سازی هزینه بروند - و بسیاری نیز آماده برداشتن این مرحله هستند. اکثر شرکت های تولید کاغذ و جنگل، اگر نگوییم همه، برنامه های بزرگ کاهش هزینه ثابت را تکمیل کرده اند. اما اغلب مسائل سیستمی گسترده تری وجود دارد که شرکت ها هنوز باید به آنها رسیدگی کنند تا بتوانند مدل های عملیاتی پایدار بسازند. علاوه بر این، در برخی از بخش‌ها، بسیاری از شرکت‌ها نمی‌توانند هزینه‌های ثابت را به سرعت از بین رفتن ظرفیت کاهش دهند. با بازنگری اساسی در مدل عملیاتی، شرکت ها می توانند ساختار هزینه ثابت خود را به طور قابل توجهی تغییر دهند. با انجام این کار، آنها می توانند نقطه شروع بسیار متفاوتی از نظر انعطاف پذیری و چابکی برای زمانی که حجم بازار از نوسانات چرخه ای عادی خود عبور می کند، تعیین کنند.

صنعت کاغذ و محصولات جنگلی از استقبال از تولید دیجیتال سود زیادی می برد: طبق برآوردهای ما، این امر می تواند هزینه کل یک تولید کننده را تا 15 درصد کاهش دهد. برنامه های کاربردی جدید مانند نظارت بر جنگل با استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین یا اتوماسیون آسیاب از راه دور فرصت های فوق العاده ای را برای افزایش کارایی و کاهش هزینه ها ارائه می دهد. این همچنین در مناطقی که داده های بزرگ را می توان به کار برد، به عنوان مثال، برای حل مسائل مربوط به تغییرپذیری و توان عملیاتی در هر مرحله از جریان های تولید یکپارچه (شکل 5) صدق می کند. این صنعت در موقعیت مناسبی برای پیوستن به انقلاب دیجیتال قرار دارد، زیرا تولیدکنندگان کاغذ و خمیر کاغذ معمولاً از یک موقعیت قوی در مورد داده های جمع آوری شده یا قابل جمع آوری شروع می کنند.

نمایش 5
یک تخمین تقریبی نشان می‌دهد که صنعت کاغذ و محصولات جنگلی از پذیرش انقلاب دیجیتال سود زیادی دارد.
ما در تلاش هستیم تا افراد دارای معلولیت دسترسی برابر به وب سایت خود را فراهم کنیم. اگر مایل به اطلاعات در مورد این محتوا هستید، خوشحال می شویم که با شما همکاری کنیم. لطفاً به ما ایمیل بزنید: McKinsey_Website_Accessibility@mckinsey.com
در پایان مشتری، فرصت برای نوآوری بسیار زیاد است و پتانسیل تغییر صنایع موجود و ایجاد صنایع جدید، به ویژه در بخش های بسته بندی را دارد. پیشرفت‌های دیجیتال همچنین به مختل کردن زنجیره‌های ارزش قبلی B2B2C کمک می‌کند و راه را برای روابط مستقیم B2C بین سازندگان محصولات کاغذی و مصرف‌کنندگان نهایی، به عنوان مثال، در محصولات دستمال کاغذی هموار می‌کند.

دنیای دیجیتال برای اکثر مدیران عامل صنعت کاغذ، قلمرو ناآشنا است. برای جلوگیری از ابله سازی بیش از حد با تلاش های ناهماهنگ کوچک، لازم است یک برنامه فکری انجام دهید، که ترجیحاً توسط افراد با تجربه دیجیتالی در تیم مدیریت ارشد یا هیئت مدیره هدایت می شود.
لینک منبع

تار بافی

۱,۵۹۶ بازديد
دو نوع بافتن تار عبارتند از راشل که با سوزن های چفتی ساخته می شود و تریکو با سوزن های ریش دار.

راشل
نخ های درشت تر معمولاً برای بافندگی راشل استفاده می شود و اخیراً علاقه به بافتن نخ های اصلی در این ماشین ها وجود داشته است. در ماشین راشل، سوزن ها در یک صفحه فولادی آسیاب شده به نام صفحه ترفند حرکت می کنند. بالای این صفحه، لبه، سطح حلقه های تکمیل شده روی ساقه سوزن را مشخص می کند. هنگامی که سوزن با کشش رو به پایین پارچه و فرورفتگی بین سوزن ها بالا می رود، از حرکت حلقه ها به سمت بالا جلوگیری می شود. میله های راهنما نخ را به سوزن ها تغذیه می کند. در چرخه بافندگی، سوزن‌ها از پایین‌ترین نقطه شروع می‌شوند، زمانی که حلقه قبلی به تازگی بیرون کشیده شده است، و حلقه جدید قلاب سوزن را به پارچه می‌پیوندد. سوزن ها بالا می روند، در حالی که حلقه جدید چفت ها را باز می کند و به ساقه زیر چفت ختم می شود. سپس میله های راهنما از میان سوزن ها می چرخند و میله جلویی یک فضای سوزن را به طرفین حرکت می دهد. هنگامی که میله راهنما به سمت جلوی دستگاه می چرخد، میله جلویی نخ را روی قلاب ها گذاشته است. سوزن‌ها می‌افتند، حلقه‌های قبلی قفل را می‌بندند تا حلقه‌های جدید را به دام بیندازند، و حلقه‌های قدیمی از بین می‌روند. راشل‌ها که در اشکال مختلف ساخته می‌شوند، معمولاً از نظر ساختار بازتر و از نظر بافت درشت‌تر از سایر بافتنی‌های تار هستند.

تریکو
تریکو، بافتنی تار که با دو دسته نخ ساخته می‌شود، با دنده‌های ظریفی که به صورت عمودی روی پارچه و به صورت افقی در پشت آن قرار می‌گیرد، مشخص می‌شود. دستگاه بافندگی تریکو پارچه های سبکی را می سازد که وزن آنها کمتر از چهار اونس در هر یارد مربع است. توسعه آن با اختراع سوزن ترکیبی به اصطلاح FNF تحریک شد، دستگاهی محکم که بعداً از کار افتاد اما سرعت تولید را بهبود بخشید. اگرچه تقریباً نیمی از ماشین‌های تریکو که در حال حاضر استفاده می‌شوند، پارچه‌های ساده را روی دو میله راهنما می‌سازند، اما علاقه فزاینده‌ای به بافتن الگو وجود دارد. در این نوع بافندگی، چرخه تار بافندگی نیاز به کنترل دقیق حرکت میله جانبی دارد که با زنجیره های کنترلی ساخته شده از حلقه های فلزی درشت به دست می آید.

جلوه های ویژه در بافتنی های تار
دامنه بافندگی تار با توسعه رویه‌هایی برای چیدن نخ‌های بدون بافت برای جلوه‌های رنگ، تراکم و بافت (یا منبت کاری) گسترش یافته است، اگرچه چنین نخ‌هایی نیز ممکن است بخشی ضروری از ساختار باشند. برای مثال، به شکلی که به آن «زیگزاگی روی چند ستون» می‌گویند، روی زمین اکثر پارچه‌های راشل، میله جلویی زنجیر قلاب‌بافی یا «ستون‌ها» می‌سازد که با منبت‌های زیگزاگی به هم متصل می‌شوند.

توسعه بافت تار معمولی دستگاه تار بافندگی Co-We-Nit است که پارچه هایی با خواص پارچه های بافته شده و بافتنی تولید می کند. ماشین‌ها باید فقط دو تار تشکیل دهنده تار داشته باشند و حداکثر هشت رشته تار درهم حلقه‌ای بین هر زنجیره از حلقه‌ها وجود داشته باشد. این تارهای تار با یک شبه پود در هم آمیخته شده اند و از یک طرف پارچه ای شبیه پارچه بافته را تشکیل می دهند.

سایر پارچه های درهم آمیخته
تور و توری سازی

محبوبیت توری های دست ساز منجر به اختراع ماشین های توری شد. مدل‌های اولیه به مکانیزم‌های مهندسی پیچیده نیاز داشتند، و توسعه صنعت توری مدرن زمانی آغاز شد که ماشینی برای تولید توری‌های مشابه با توری بروکسل طراحی شد. در Heathcot یا بوبینت، نخ‌های تار چیده می‌شدند که با باز شدن تیرها، نخ‌ها به سمت پایین حرکت می‌کردند. رشته‌های دیگر روی قرقره‌های نازک و مسطح یا بوبین‌هایی که در کالسکه‌های باریکی که می‌توانستند در یک شیار یا شانه در دو ردیف حرکت کنند، پیچیده می‌شدند. کالسکه های حامل بوبین ها در یک طرف نخ های تار عمودی قرار می گرفتند و حرکت آونگ مانندی به آنها داده می شد و باعث می شد که آنها از بین رشته های تار عبور کنند. سپس نخ های تار به طرفین حرکت داده شدند، به طوری که در تاب برگشتی، هر نخ بوبین دور یکی از آنها رد شد. سپس نخ های تار به طرفین در جهت مخالف حرکت کردند، بنابراین یک حرکت پیچیدن کامل شد. علاوه بر این، هر ردیف از بوبین ها توسط یک چرخ دنده رک و پینیون، یک ردیف به سمت چپ و یک ردیف به سمت راست حرکت می کردند. با ادامه این حرکات، نخ ها به صورت مورب روی پارچه قرار گرفتند و تار تحویل داده شد. پیشرفت‌ها در ماشین Heathcot در قرن نوزدهم دنبال شد: ماشین‌های توری ناتینگهام، که عمدتاً برای تولید توری درشت استفاده می‌شوند، از ماسوره‌های بزرگ‌تر استفاده می‌کنند، و نخ‌های الگو به‌طور مستقل روی قرقره‌های مقطع پیچیده می‌شوند. در نوع دیگر، ماشین بارمن، نخ‌های روی کینگ بابین‌ها روی کریرها به هم می‌بافند، گاهی اوقات با نخ‌های تار.


توری شیفلی، نوعی گلدوزی، توسط ماشین‌های مدرن ساخته می‌شود که از نسخه‌ای دستی ساخته شده و از سوزن‌هایی با نقطه‌هایی در انتهای آن استفاده می‌شود. چندین صد سوزن به صورت افقی، اغلب در دو ردیف، یکی بالای دیگری قرار می گیرند. پارچه‌ای که قرار است گلدوزی شود به‌صورت عمودی در یک قاب به امتداد تمام عرض دستگاه نگه داشته می‌شود و سوزن‌هایی که با نخ از قرقره‌های جداگانه تامین می‌شوند، از طریق پارچه به عقب و جلو حرکت می‌کنند. در هر نفوذ یک شاتل به سمت بالا حرکت می کند و نخ را با حلقه سوزن در هم می آمیزد. حرکت هم پارچه و هم نیازles توسط سیستم های ژاکارد کنترل می شود.


بسیاری از انواع توری های ماشینی ساخته می شوند که اغلب با شبکه های هندسی شکل پس زمینه آنها را تشکیل می دهند. قبلا فقط از پنبه ساخته می شدند، اما امروزه اغلب از نخ های الیاف مصنوعی ساخته می شوند. توری بابنت که اساساً یک توری شش ضلعی است، به عنوان پایه ای برای کارهای کاربردی برای جوراب بافی های توری بادوام و در صورت اندازه های زیاد، برای موادی مانند میلینر و روبند استفاده می شود. توری بارمن دارای بافت نسبتاً سنگین و الگوی زاویه ای است. خطوط روان، طناب‌های خطوط سنگین و پس‌زمینه‌های شبکه ظریف معمولاً در دستگاه‌های بارمن ساخته نمی‌شوند.


معرفی نخ های پلی استر مقاوم در برابر نور منجر به احیای پرده های ماشینی ناتینگهام شد. توری لیورس در الگوهای بی‌نهایتی موجود است، زیرا تکنیک ساخت تقریباً از هر نوع نخی استفاده می‌کند. استحکام بالا و هزینه نسبتا پایین نخ های الیاف مصنوعی باعث شده است که توری های شفاف به طور گسترده ای در دسترس باشند.

توری، پارچه‌ای باز که دارای مش‌های باز هندسی شکل است، با مش‌های ریز تا بزرگ تولید می‌شود. قبلاً با دست ساخته می شد، اکنون انواع مختلف آن بر روی ماشین های بافندگی ساخته می شود. انواع پرطرفدار عبارتند از: توری که با توری شش ضلعی ساخته شده و برای لباس‌های رسمی، روبنده و پرده استفاده می‌شود، و توری توری زیبا که کاربردهای مشابهی دارد. تور ماهی، یک نوع درشت با گره‌هایی در چهار گوشه که توری را تشکیل می‌دهند که قبلاً توسط ماهیگیران ساخته می‌شد، اکنون یک پارچه پرده ماشینی محبوب است.

قیطان یا بافتن
قیطان از درهم آمیختن سه یا چند نخ یا نوار پارچه ای ساخته می شود که یک پارچه باریک صاف یا لوله ای را تشکیل می دهد. به عنوان پیرایش و برای کمربند استفاده می شود و همچنین برای ساختن کلاه و قالیچه بافته شده به هم دوخته می شود. بافتنی که معمولاً مترادف با قیطاندن استفاده می شود، ممکن است در معنای محدودتری استفاده شود و فقط برای قیطانی ساخته شده از موادی مانند طناب و نی به کار رود.

پارچه های بدون در هم تنیده
به استثنای نمد، مواد نبافته در مراحل اولیه توسعه هستند. در مورد معنای دقیق اصطلاح نبافته اختلاف نظر وجود دارد، اما یکی از مراجع، پارچه‌های نبافته را به عنوان پارچه‌های نساجی ساخته شده از یک لایه الیافی که به طور تصادفی الیاف یا نخ‌هایی قرار گرفته یا جهت‌دار هستند، تعریف می‌کند.

نمد
نمدها دسته‌ای از پارچه‌ها یا ساختارهای الیافی هستند که از درهم‌تنیدگی پشم، خز یا برخی الیاف مو در شرایط گرما، رطوبت و فشار به دست می‌آیند. الیاف دیگر به تنهایی احساس نمی شوند، اما می توانند با پشم، که به عنوان یک حامل عمل می کند، مخلوط شوند. سه صنعت مجزا از طریق استفاده از این خواص کالاها را تولید می کنند. کالاهای تولید شده نمد پشمی به صورت رول و ورق می باشد. کلاه، هم خز و هم پشم؛ و نمدهای بافته شده، از سفره های نازک بیلیارد تا پارچه های صنعتی سنگین که برای آبگیری در تولید کاغذ استفاده می شود. نمدهای طبقه نبافته به عنوان اولین کالاهای نساجی تولید شده در نظر گرفته می شوند و ممکن است اشارات زیادی به نمد و کاربرد آن در تاریخ تمدن های باستانی یافت شود. قبایل کوچ نشین شمال آسیای مرکزی هنوز با استفاده از روش های بدوی که از دوران باستان به دست آمده است، برای پوشاک و سرپناه نمد تولید می کنند.

پیوند
چندین روش برای ساخت مواد نبافته در حال حاضر به طور محکم ایجاد شده است، و روش های دیگر در حال توسعه است.


در باندینگ چسب، پارچه ها با تشکیل شبکه ای از الیاف، استفاده از چسب، سپس خشک کردن و سخت شدن چسب ساخته می شوند. وب را می توان توسط یک ماشین گارنت یا یک کارت معمولی تولید کرد، چندین لایه برای به دست آوردن ضخامت مورد نیاز روی هم انباشته می شود. چنین تارهایی در عرض ضعیف هستند، اما این استفاده از آنها را برای برخی محصولات نهایی محدود نمی کند. محصول یکنواخت تر از لایه گذاری متقاطع وب حاصل می شود. ماشین های دیگر، مانند Rando-Webber، الیاف را توسط جریان هوا می گذارند.


الیاف موجود در وب ممکن است به روش های مختلفی به هم چسبیده باشند. شبکه ممکن است با امولسیونی از یک چسب پاشیده شود - به عنوان مثال، لاتکس مبتنی بر لاستیک مصنوعی، مشتقات اکریلیک یا لاستیک طبیعی - یا، به‌عنوان جایگزین، می‌تواند روی یک صفحه توری از طریق یک حمام لاتکس حمل شود و اضافی آن خارج شود. توسط یک جفت غلتک چسب ها همچنین ممکن است به صورت فوم یا پودر ریز اعمال شوند. الیاف ترموپلاستیک را می توان در ترکیب گنجاند و در هنگام گرم شدن به یکدیگر متصل می شوند و به جرم الیاف استحکام می بخشند.


محصولات نبافته با پیوند مکانیکی (یا منسوجات غیر بافته با پیوند الیافی) تارهایی هستند که با ابزارهای مکانیکی تقویت می شوند. تار، که گاهی اوقات توسط یک ضماد پنبه ای نازک در وسط یا با نخ های بافت دار که در طول آن توزیع شده است، تقویت می شود، توسط سوزن های خاردار نصب شده در یک تخته سوزنی سوراخ می شود. الیاف در تار توسط خارهای سوزن گرفته می شود و درهم تنیدگی افزایش یافته حاصل، محصول فشرده ای را به وجود می آورد که برای بسیاری از اهداف به اندازه کافی قوی است. دستگاه های نوین سوزن نمد یا پانچ 900 ضربه در دقیقه انجام می دهند و انتخاب سوزن مناسب بر اساس الیاف در حال پردازش و محصول مورد نظر است.


دستگاه Arachne، شناخته شده ترین واحد برای اتصال دوخت، بسیار شبیه به یک دستگاه تار بافندگی عمل می کند. شبکه الیافی به داخل دستگاه وارد می شود و بخیه ها توسط یک سری سوزن که در حدود هشت میلی متر قرار گرفته اند ساخته می شود.جدا از هم، به شبکه استحکام طولی می بخشد. استحکام جانبی توسط فعل و انفعالات فیبر ایجاد می شود. این محصولات برای اهداف بسیاری جذاب هستند و می توان آنها را با استفاده از رزین های پلی استر بهبود بخشید تا مقاومت به سایش آنها افزایش یابد و با پیش تراکم ترموستات برای کاهش تمایل آنها به قرص (مثلاً ایجاد گره های کوچک) بهبود یابد. یک دستگاه جدید متصل به دستگاه Arachne اجازه می دهد تا انتهای پود را در هر دوره معرفی کنید و جلوه های رنگی را ممکن می کند. ماشین آلات آرالوپ پارچه لوپ شمع مناسب برای حوله و پوشش کف تولید می کند.


در سال 1958 سه دستگاه خیاطی-بافندگی در آلمان شرقی اختراع شد. در فرآیند ماشین مالیمو، نخ‌های تار روی نخ‌های پرکننده قرار می‌گیرند و با نخ سوم به هم دوخته می‌شوند. ماشین مالیوات یک تار از الیاف را با نخ دوخت در هم می‌پیوندد و جلوه درزهای موازی می‌دهد. ماشین مالیپول با دوختن شمع حلقه از طریق پارچه پشتی، پارچه پرز یک طرفه تولید می کند. یک فرآیند جدید بریتانیایی، پارچه‌های دو طرفه تری به نام Terrytuft را با قرار دادن نخ شمعی در پشتی و گره زدن آن در موقعیت خود می‌سازد.

تارهای ساخته شده از نخ هایی که هسته آن از یک پلیمر و غلاف بیرونی از ماده دیگری که نقطه نرمی کمتری دارد، ممکن است به آرامی فشرده شوند و سپس تا دمای مناسب گرم شوند. نخ هسته در نقاط اتصال به هم جوش می زند و توده الیاف را به هم متصل می کند. محصولات ساخته شده به این روش به عنوان پارچه های صنعتی، روکش ها و خطوط داخلی استفاده می شود.

لمینیت
اتصال پارچه ای به پارچه دیگر توسط چسبی مانند لاستیک طبیعی از دیرباز در تولید لباس های بارانی مرسوم بوده است. مواد کامپوزیتی بعداً با چسباندن یک لایه پلی اورتان یا فوم دیگر به یک پارچه نساجی معمولی به هم متصل شدند. این دو جزء با اتصال شعله ای یا چسبی به شکل یک پوشش پیوسته، به صورت نقطه ای یا به صورت پودر به هم چسبیده بودند. این فرآیند لمینیت تا اتصال دو لایه پارچه گسترش یافته است. هر لایه پارچه می تواند کاملاً نازک باشد و مقدار و نوع چسب به گونه ای انتخاب می شود که حداقل سفت شدن را اضافه کند. چنین موادی کاربردهای متنوعی دارند. به عنوان مثال، یک پارچه پوشش ممکن است به یک آستر متصل شود. کامپوزیت های پایدار ابعادی را می توان از لایه های پارچه ای ساخت که به خودی خود از نظر ابعادی ناپایدار هستند. پارچه های بافتنی استات اغلب به عنوان ماده پشتی در لمینت ها استفاده می شود.

فرآیندهای تکمیل نساجی
روش ها و فرآیندهای اساسی
اصطلاح تکمیل شامل تمام فرآیندهای مکانیکی و شیمیایی است که به صورت تجاری برای بهبود مقبولیت محصول به کار می‌رود، به جز آن دسته از روش‌هایی که مستقیماً با رنگ‌آمیزی مرتبط هستند. هدف از فرآیندهای مختلف تکمیل این است که پارچه از ماشین بافندگی یا قاب بافندگی قابل قبول تر برای مصرف کننده باشد. فرآیندهای تکمیل شامل درمان های آماده سازی قبل از درمان اضافی، مانند سفید کردن قبل از رنگرزی است. درمان، مانند لعاب، برای افزایش ظاهر. اندازه، تاثیر بر لمس؛ و درمان هایی که خواصی را برای افزایش کارایی اضافه می کنند، مانند پیش کوچک شدن. پارچه های تازه شکل گرفته عموماً کثیف، خشن و غیرجذاب هستند و برای تبدیل به یک محصول مطلوب به مهارت قابل توجهی نیاز دارند. قبل از درمان، پارچه های ناتمام به عنوان کالاهای خاکستری یا گاهی اوقات، در مورد ابریشم، به عنوان کالاهای گریژ شناخته می شوند.

اتمام قبلاً شامل تعداد محدودی از عملیات نسبتاً ساده بود که در طول سال ها از روش های دستی تکامل یافته بودند. مهارت تمام کننده های انگلیسی و اسکاتلندی به طور گسترده ای شناخته شده بود، و بسیاری از پارچه های بریتانیایی شهرت بالای خود را مدیون تخصص تکمیل کننده است. روش های تکمیل مدرن پیشرفته تر از طریق تحقیقات شدید و تخیلی به دست آمده است.

درمان های مقدماتی
غالباً لازم است قبل از اعمال سایر فرآیندهای تکمیلی روی پارچه تازه ساخته شده، مقداری عملیات آماده سازی انجام شود. هر گونه ناخالصی باقی مانده باید حذف شود و افزودنی هایی که برای تسهیل فرآیند تولید استفاده می شوند نیز باید حذف شوند. برای افزایش سفیدی یا آماده شدن برای اعمال رنگ ممکن است نیاز به سفید کردن باشد. برخی از پرکاربردترین فرآیندهای آماده سازی در زیر مورد بحث قرار می گیرند.

سوزاندن و ترمیم
اجناس تازه ساخته شده که مکرراً دارای نقص هستند، به دقت بررسی می شوند و عیوب معمولاً با عملیات دستی تعمیر می شوند. اولین بازرسی از پارچه های پشمی و فرسوده را پرچ می گویند. سوخاری که عمدتاً روی پارچه‌های پشمی، نخی، ریون ریسی و پنبه‌ای اعمال می‌شود، فرآیندی است که برای از بین بردن هر گونه ماده خارجی باقی‌مانده، مانند فرزها و همچنین، هر گونه نخ شل، گره، و ورقه‌های نامطلوب استفاده می‌شود. ترمیم که اغلب برای پارچه های پشمی و پود ضروری است، عیوب مانند سوراخ یا پارگی، نخ های شکسته و نخ های تار یا پود از دست رفته را از بین می برد.

آبشستگی
هنگامی که بر روی کالاهای خاکستری اعمال می شود، تمیز کردن موادی را که در طول تولید نخ یا پارچه به الیاف چسبیده اند، مانند خاک، روغن، و هر گونه سایز یا پرز اعمال شده روی نخ های تار برای تسهیل بافت از بین می برد.

بلیچینگ
بلیچینگ، فرآیند سفید کردن پارچه با حذف رنگ طبیعیr، مانند برنزه شدن کتانی، معمولاً با استفاده از مواد شیمیایی انتخاب شده بر اساس ترکیب شیمیایی الیاف انجام می شود. سفید کردن شیمیایی معمولاً با اکسیداسیون، از بین بردن رنگ با استفاده از اکسیژن، یا با کاهش، حذف رنگ با هیدروژناسیون انجام می شود. پنبه و سایر الیاف سلولزی معمولاً با پراکسید هیدروژن قلیایی گرم شده درمان می شوند. پشم و سایر الیاف حیوانی در معرض عوامل کاهنده اسیدی مانند دی اکسید گوگرد گازی یا مواد اکسید کننده قلیایی ملایم مانند پراکسید هیدروژن قرار می گیرند. الیاف مصنوعی، زمانی که نیاز به سفید کردن دارند، بسته به ترکیب شیمیایی آنها، ممکن است با عوامل اکسید کننده یا کاهنده درمان شوند. پنبه ها اغلب توسط یک سیستم مداوم تمیز و سفید می شوند.

Mercerization
مرسریزاسیون فرآیندی است که برای پنبه و گاهی اوقات برای ترکیبات پنبه برای افزایش درخشندگی (در نتیجه بهبود ظاهر)، بهبود استحکام و بهبود میل آنها به رنگ‌ها اعمال می‌شود. این فرآیند، که ممکن است در مرحله نخ یا پارچه اعمال شود، شامل غوطه وری تحت کشش در محلول سود سوزآور (هیدروکسید سدیم) است که بعداً در اسید خنثی می شود. این درمان باعث تورم دائمی فیبر می شود.

خشک کردن
آبی که در مراحل مختلف فرآوری نساجی استفاده می شود، در پارچه ها جمع می شود و رطوبت اضافی در نهایت باید حذف شود. از آنجایی که گرمایش تبخیری پرهزینه است، در مرحله اول خشک کردن از روش های مکانیکی برای حذف حداکثر رطوبت استفاده می شود. چنین روش هایی شامل استفاده از سانتریفیوژها و روش پیوسته با استفاده از رول مکش خلاء است. سپس هر گونه رطوبت باقی مانده با تبخیر در خشک کن های گرم شده حذف می شود. انواع مختلفی از خشک کن ها با انتقال پارچه آرام از داخل محفظه در حالی که به صورت حلقه ای پوشیده شده اند، با استفاده از یک قاب برای محکم نگه داشتن لبه ها در حالی که پارچه در داخل محفظه حرکت می کند، و عبور دادن پارچه از روی یک سری استوانه داغ عمل می کنند. از آنجایی که خشک شدن بیش از حد ممکن است دست سختی ایجاد کند، دما، رطوبت و زمان خشک شدن نیاز به کنترل دقیق دارد.

بهبود ظاهر را به پایان می رساند
درمان‌هایی که ظاهر را بهبود می‌بخشند، شامل فرآیندهایی مانند چرت زدن و برش زدن، برس زدن، آویز کردن، سوسک زدن، برش زدن، کنده کردن، کالندر کردن یا فشار دادن، مویر کردن، برجسته کردن، کرپ کردن، لعاب زدن، پرداخت، و روشن کردن نوری است.

چرت زدن و قیچی کردن
چرت زدن فرآیندی است که ممکن است روی پارچه های پشمی، پنبه ای، ابریشم های تابیده شده و ابریشم های نخ ریسی، از جمله انواع بافته شده و بافتنی، اعمال شود تا سطحی مخملی و نرم ایجاد شود. این فرآیند شامل عبور پارچه از روی استوانه‌های گردان پوشیده شده با سیم‌های ظریف است که الیاف کوتاه و شل را، معمولاً از نخ‌های پود، به سطح بالا می‌برد و چرت می‌سازد. این فرآیند که گرما را افزایش می‌دهد، اغلب برای پشم‌ها و پتوها و همچنین روی پتوها اعمال می‌شود.

قیچی چرت بلند شده را به ارتفاع یکنواخت کاهش می دهد و برای همین منظور روی پارچه های پرز استفاده می شود. ماشین های برش بسیار شبیه ماشین های چمن زنی چرخشی عمل می کنند و میزان برش به ارتفاع مورد نظر چرت یا شمع بستگی دارد، با پارچه هایی مانند گاباردین که برش بسیار نزدیکی دارند. برش نیز ممکن است برای ایجاد نوارها و الگوهای دیگر با تغییر ارتفاع سطح اعمال شود.

مسواک زدن
این فرآیند، که برای طیف گسترده ای از پارچه ها اعمال می شود، معمولاً توسط غلتک هایی با روکش مو انجام می شود. این فرآیند برای برداشتن نخ‌های شل و انتهای الیاف کوتاه از پارچه‌های با سطح صاف استفاده می‌شود و همچنین برای چرت زدن روی بافتنی و پارچه‌های بافته شده استفاده می‌شود. مسواک زدن اغلب بر روی پارچه ها پس از برش زدن اعمال می شود و الیاف بریده شده در چرت را از بین می برد.

آواز خواندن
گاز زدن نیز فرآیندی است که برای نخ ها و پارچه ها برای ایجاد سطحی یکنواخت با سوزاندن الیاف بیرون زده، انتهای نخ ها و وز انجام می شود. این کار با عبور دادن الیاف یا نخ روی شعله گاز یا صفحات مسی گرم شده با سرعت کافی برای سوزاندن مواد بیرون زده بدون سوزاندن یا سوزاندن نخ یا پارچه انجام می شود. معمولاً با گذراندن مواد تصفیه شده روی سطح مرطوب برای اطمینان از توقف هرگونه دود کردن، آب زدن انجام می شود.

سوسک
بیتلینگ فرآیندی است که برای پارچه‌های کتان و پارچه‌های پنبه‌ای که شبیه کتانی ساخته می‌شوند به کار می‌رود تا سطحی سخت و صاف با درخشندگی بالا ایجاد کند و همچنین بافت را کمتر متخلخل کند. در این فرآیند، پارچه مرطوب شده و به دور یک استوانه آهنی پیچیده شده، از دستگاهی عبور می‌کند که در آن با پتک‌های چوبی سنگین کوبیده می‌شود.

تزئینات
تزیینات فرآیندی است که برای پارچه های پشمی و تراشیده، پارچه های الیاف مصنوعی و ترکیبی و انواع مختلف بافتنی اعمال می شود. این شامل اعمال گرما و فشار برای تنظیم یا ایجاد درخشندگی و نرمی دست و حتی به مجموعه و دانه بندی پارچه های خاص است. وقتی روی بافتنی های دوتایی استفاده می شود، دست ترد می دهد و انقباض را کاهش می دهد. در تزیینات مرطوب، که درخشندگی یا شکوفه ملایمی می دهد، پارچه تحت کشش با عبور دادن آن از روی استوانه های سوراخ دار بخار می شود.

تندرینگ، خرچنگ، و تنظیم حرارت
اینها فرآیندهای نهایی هستند که برای تنظیم تار و پود پارچه‌های بافته شده در زوایای قائم نسبت به یکدیگر و کشش و تنظیم پارچه استفاده می‌شوند.o ابعاد نهایی آن تنترینگ با استفاده از یک قاب چادری، متشکل از زنجیر مجهز به سنجاق یا گیره برای نگه داشتن قسمت‌های بافی پارچه، و در مسیر حرکت، عرض را تحت کشش امتداد می‌دهد. با عبور پارچه از محفظه گرم شده، چین و چروک ها از بین می روند، بافت صاف می شود و پارچه تا اندازه نهایی خود خشک می شود. هنگامی که این فرآیند روی پشم های مرطوب اعمال می شود، به آن خرچنگ می گویند. هنگامی که بر روی الیاف مصنوعی اعمال می شود، گاهی اوقات آن را گرما گیر می نامند، اصطلاحی که به حالت دائمی چین ها، چین ها و جلوه های ویژه سطح نیز اطلاق می شود.

تقویم کردن

کلندرینگ فرآیند نهایی است که در آن گرما و فشار با عبور دادن آن بین غلتک های گرم شده به پارچه اعمال می شود و سطحی صاف، براق و صاف ایجاد می کند. درخشندگی زمانی افزایش می یابد که درجه حرارت و فشار افزایش یابد. کلندرینگ برای پارچه هایی که سطح صاف و صاف مطلوب است مانند اکثر پنبه ها، بسیاری از کتانی ها و ابریشم ها و پارچه های مصنوعی مختلف اعمال می شود. در پارچه هایی مانند مخمل، سطح صاف مطلوب نیست و پارچه در حالت کشش، بدون فشار دادن بخار می شود. هنگامی که روی پشم اعمال می شود، این فرآیند پرس نامیده می شود و از صفحات فلزی گرم شده سنگین برای بخار دادن و فشار دادن پارچه استفاده می شود. کلندرینگ معمولاً یک فرآیند دائمی نیست.


مویر کردن، منبت کاری، لعاب کاری و سیره کردن، و جلا دادن، همگی از تغییرات فرآیند کلندری هستند. Moiré یک جلوه موج دار یا "آبی" است که توسط غلتک های حکاکی شده که طرح را به پارچه فشار می دهد، ایجاد می شود. این فرآیند که برای پنبه، استات، ابریشم مصنوعی و برخی از پارچه‌های مصنوعی آجدار اعمال می‌شود، فقط برای استات‌ها و ریون‌های تصفیه‌شده با رزین دائمی است. نقش برجسته طرح برجسته ای را ایجاد می کند که از پس زمینه متمایز است و با عبور پارچه از بین غلتک های گرم شده که با یک طرح حکاکی شده است به دست می آید. اگرچه نقش برجسته قبلاً موقتی بود، اما اکنون فرآیندهایی برای دائمی کردن این اثر ایجاد شده است.


لعاب دادن سطحی صاف، سفت و بسیار صیقلی را به پارچه هایی مانند چینتز می بخشد. این کار با استفاده از سفت کننده هایی مانند نشاسته، چسب، شلاک یا رزین روی پارچه و سپس عبور دادن آن از میان غلتک های صاف و داغ که اصطکاک ایجاد می کنند، به دست می آید. اکنون رزین ها به طور گسترده ای برای ایجاد لعاب دائمی استفاده می شوند. سیره (برگرفته از کلمه فرانسوی به معنای موم شده) فرآیند مشابهی است که برای ابریشم و ابریشم با استفاده از موم و به دنبال آن کلندری گرم اعمال می شود و براقیت فلزی بالایی ایجاد می کند. پرداخت های سیره را می توان بدون یک ماده اندازه گیری در استات ها، که ترموپلاستیک هستند (به عنوان مثال، می توانند با گرما نرم شوند)، با اعمال گرما به دست آورد.

پولیش که برای براق کردن پنبه‌ها بدون سفت شدن آن‌ها مانند انواع لعاب‌دار استفاده می‌شود، معمولاً با مرسریزه کردن پارچه و سپس عبور دادن آن از بین غلتک‌های اصطکاکی انجام می‌شود.
https://www.cotton.org/pubs/cottoncounts/fieldtofabric/fabric.cfm

پارچه پنبه ای چیست؟

۱,۵۹۸ بازديد
پارچه نخی یکی از پرمصرف ترین انواع پارچه در جهان است. این منسوجات از نظر شیمیایی آلی است، به این معنی که حاوی هیچ گونه ترکیبات مصنوعی نیست. پارچه پنبه ای از الیاف اطراف دانه های گیاهان پنبه ای به دست می آید که پس از بالغ شدن دانه ها به شکل گرد و کرکی ظاهر می شوند.

اولین شواهد برای استفاده از الیاف پنبه در منسوجات مربوط به چاپ روی تیشرت سایت مهرگره و راخیگرهی در هند است که قدمت آنها به حدود 5000 سال قبل از میلاد می رسد. تمدن دره ایندوس که از 3300 تا 1300 قبل از میلاد شبه قاره هند را در بر می گرفت، به دلیل کشت پنبه توانست به شکوفایی برسد، که مردم این فرهنگ را با منابع در دسترس پوشاک و سایر منسوجات به راحتی در اختیار داشتند.


این امکان وجود دارد که مردم قاره آمریکا تا ۵۵۰۰ سال قبل از میلاد از پنبه برای منسوجات استفاده می‌کردند، اما واضح است که کشت پنبه حداقل از ۴۲۰۰ سال قبل از میلاد در سراسر آمریکای شمالی رواج داشت. در حالی که چینی های باستان برای تولید منسوجات بیشتر به ابریشم متکی بودند تا پنبه، کشت پنبه در چین در زمان سلسله هان که از 206 قبل از میلاد تا 220 بعد از میلاد ادامه داشت، رواج داشت.

در حالی که کشت پنبه هم در عربستان و هم در ایران رواج داشت، این گیاه نساجی تا اواخر قرون وسطی با قدرت کامل به اروپا راه پیدا نکرد. پیش از این، اروپایی‌ها معتقد بودند که پنبه در هند روی درختان مرموز رشد می‌کند و حتی برخی از محققان در این دوره معتقد بودند که این منسوجات نوعی پشم است که توسط گوسفندانی که روی درختان رشد می‌کنند تولید می‌شود.

پنبه 1
پنبه 1

با این حال، فتح شبه جزیره ایبری توسط اسلام، اروپایی ها را با تولید پنبه آشنا کرد و کشورهای اروپایی به سرعت به همراه مصر و هند به تولیدکنندگان و صادرکنندگان عمده پنبه تبدیل شدند.

از اولین روزهای کشت پنبه، این پارچه به دلیل تنفس و سبکی استثنایی آن مورد توجه بوده است. پارچه پنبه‌ای نیز فوق‌العاده نرم است، اما دارای ویژگی‌های حفظ گرما است که آن را شبیه مخلوطی از ابریشم و پشم می‌کند.

پنبه در حالی که دوام بیشتری نسبت به ابریشم دارد، دوام کمتری نسبت به پشم دارد و این پارچه نسبتاً مستعد پر شدن، پارگی و پارگی است. با این وجود، پنبه یکی از محبوب ترین و پرتولیدترین پارچه ها در جهان است. این منسوجات استحکام کششی نسبتا بالایی دارد و رنگ طبیعی آن سفید یا کمی زرد است.

پنبه بسیار جاذب آب است، اما به سرعت خشک می شود، که باعث می شود رطوبت آن به شدت جذب شود. می توانید پنبه را با حرارت زیاد بشویید و این پارچه به خوبی روی بدن شما می نشیند. با این حال، پارچه پنبه ای نسبتاً مستعد چروک شدن است و در صورت شستن کوچک می شود، مگر اینکه در معرض یک درمان قبلی قرار گیرد.

پارچه پنبه ای چگونه ساخته می شود؟مطالعه کنید
پارچه پنبه ای چگونه ساخته می شود

تولیدکنندگان پارچه پنبه ای این منسوجات را از پوشش محافظ فیبری که دانه های پنبه را احاطه کرده است به دست می آورند که به آن غوزه می گویند. در حالی که خود دانه های پنبه بسیار کوچک هستند، غوزه هایی که آنها را در بر می گیرند می توانند بزرگتر از انتهای انگشت شست شما باشند.

برای ساخت پارچه پنبه ای، تولیدکنندگان ابتدا باید دانه پنبه را از غوزه جدا کنند. در گذشته این مرحله با دست انجام می شد، اما در سال 1794، الی ویتنی، کارآفرین آمریکایی، پنبه پاک کن را اختراع کرد که وسیله ای مکانیکی است که فرآیند جداسازی پنبه را بسیار تسریع می کند.

این روزها، اشکال خودکار پنبه پاک کن وجود دارد که این فرآیند را برای کارگران انسانی آسان تر می کند. ماشین ها می توانند غوزه های پنبه را از مزارع کشاورزی برداشت کنند و ماشین های دیگر می توانند دانه ها را از غوزه ها جدا کنند.


تولید پنبه در بهار با کاشت بذر پنبه آغاز می شود. در بیشتر موارد، ماشین های خودکار بذر پنبه را در 10 ردیف یا بیشتر به طور همزمان می کارند. نهال ها در عرض تقریباً هفت روز ظاهر می شوند و غوزه های پنبه بالغ در عرض 55 تا 80 روز ظاهر می شوند.

کت و شلوار آلانا از پنبه ارگانیک People Tree
کت و شلوار آلانا از پنبه ارگانیک People Tree

قبل از برداشت ماشینی، به طور کلی کارگران انسانی برای برگ‌زدایی نیاز دارند، که فرآیند حذف برگ‌ها از گیاهان پنبه است. در مرحله بعد، یک دستگاه تنها مقدار پنبه ای را که 50 نفر می توانستند بچینند برداشت می کند و همین دستگاه آلاینده های بزرگ را از الیاف پنبه پاک می کند و آن را به صورت عدل در می آورد.

پنبه پاک کن های خودکار با کارایی بالا می توانند تا 60 عدل پنبه خام به وزن هر کدام 500 پوند را در عرض یک ساعت پردازش کنند. این جین ها دانه های پنبه را از بین می برند و همچنین هرگونه کثیفی یا زباله را از پنبه پاک می کنند.

هنگامی که پنبه تا حدی تمیز شد که از الیاف پنبه خالص و بدون دانه یا زباله تشکیل شده باشد، به یک مرکز تولید نساجی منتقل می شود. در این مرکز، پنبه خام را که فرآیند تشکیل الیاف پنبه به رشته‌های بلند است، کارتن می‌کنند. در مرحله بعد، این رشته ها برای ایجاد نخ ریسیده می شوند.

در این مرحله مواد اولیه مورد استفاده در پارچه های نخی کامل می شود. این نخ پنبه‌ای ممکن است تحت درمان‌های شیمیایی مختلفی قرار گیرد و ممکن است رنگ شود. سپس در نوع خاصی از مواد نساجی مانند ملحفه، تی شرت یا شلوار جین آبی بافته می شود.
لینک سایت منبع